دکتر ابراهیم نوری گوشکی متخصص پزشکی خانواده و عضو پیوسته انجمن جهانی پزشکان خانواده WONCA
در عصر حکمرانی نوین، مهمترین سرمایه سازمان ها نه ساختمان ها و تجهیزات، بلکه منابع انسانی آنهاست. در نظام سلامت این موضوع اهمیت بیشتری دارد زیرا کیفیت خدمات، رضایت مردم و کارآمدی نظام ارائه خدمت در کلیه سطوح خدمات، بیش از هر عامل دیگری به دانش، تجربه، تخصص، انگیزه و توانمندی کارکنان وابسته است.
یکی از ابزارهای مهم مدیریت منابع انسانی «کارسنجی» است، کارسنجی میتواند تصویری از حجم فعالیت ها، توزیع وظایف، میزان بار کاری و نیاز واقعی سازمان به نیروی انسانی مورد نظر ارائه کند. با این حال، تجربه نشان داده است که سنجش صرف تعداد فعالیت های انجام شده نمیتواند به تنهایی بیانگر ارزش واقعی عملکرد کارکنان باشد.
کارسنجی؛ هدف نیست، یک ابزار مدیریت است
هدف اصلی کارسنجی باید پاسخ به پرسش هایی مانند توزیع عادلانه وظایف، تناسب نیروی انسانی با ماموریت ها و رسالت های حوزه، شناسایی کمبود یا مازاد نیروی انسانی و افزایش بهره وری سازمانی باشد. بنابراین فلسفه کارسنجی اصلاح نظام کاری و بهبود فرآیندهاست، نه صرفا ارزیابی افراد شاغل.
هرگاه کارسنجی به ابزاری برای قضاوت شتاب زده، برچسب زنی یا تصمیم گیری های غیر کارشناسی تبدیل شود، از اهداف اصلی خود فاصله میگیرد. در رویکردهای نوین مدیریت منابع انسانی، نتایج کارسنجی باید مبنایی برای بهبود عملکرد سازمان باشد، نه عاملی برای ایجاد نگرانی و بی اعتمادی در میان کارکنان.
تجربه جهانی در مورد کارسنجی چه میگوید؟
سازمان جهانی بهداشت از مدل شاخص های حجم کار مورد نیاز برای استخدام WISN
(Workload Indicators of Staffing Need) برای برنامه ریزی نیروی انسانی استفاده میکند. در این مدل تنها تعداد فعالیت ها ملاک نیست، بلکه عواملی مانند زمان استاندارد انجام کار، پیچیدگی خدمات، شرایط محیط کار، وظایف پشتیبان، مسئولیت های مدیریتی و فعالیت های آموزشی و پژوهشی نیز مورد توجه قرار می گیرند.
این تجربه نشان میدهد که همه فعالیت ها ارزش یکسان ندارند و ارزیابی منابع انسانی باید فراتر از شمارش فعالیت های روزانه انها باشد.
تفاوت مشغول بودن کارکنان و اثرگذار بودن فعالیت ها
یکی از خطاهای رایج در برخی نظام های اداری، یکسان دانستن حجم فعالیت با اثربخشی است. ممکن است فردی در طول روز تعداد زیادی فعالیت اداری انجام دهد اما تاثیر محدودی بر اهداف سازمان داشته باشد. در مقابل، یک کارشناس یا مدیر باتجربه ممکن است با چند تصمیم تخصصی از بروز خسارت های مالی، حقوقی یا اجرایی جلوگیری کند. مدیریت نوین بر ارزش آفرینی و نتایج واقعی تاکید دارد. بنابراین نظام های ارزیابی باید علاوه بر کمیت فعالیت ها، کیفیت تصمیم گیری، حل مسئله، نو آوری و اثرگذاری سازمانی را نیز مورد سنجش قرار دهند.
دانش سازمانی، سرمایه ای که در فرم ها دیده نمی شود
بخش مهمی از سرمایه انسانی سازمان ها در قالب «دانش سازمانی» نهفته است، دانشی که حاصل سال ها تجربه، شناخت فرآیندها، آشنایی با چالش های اجرایی و یادگیری از موفقیت ها و خطاهای گذشته است.
این دانش معمولا در فرم های کارسنجی یا سامانه های اداری قابل اندازه گیری نیست، اما نقش تعیین کننده ای در موفقیت سازمان دارد. به همین دلیل بسیاری از سازمان های پیشرو جهان، حفظ و انتقال دانش سازمانی را یکی از ارکان اصلی مدیریت منابع انسانی میدانند.
در نظام سلامت، افرادی که مسیر حرفه ای خود را از محیط های اجرایی و عملیاتی تا سطوح سیاستگذاری طی کرده اند، دارای بینشی ارزشمند هستند. این افراد بهتر میتوانند قابلیت اجرای تصمیمات، موانع احتمالی و پیامدهای ناخواسته سیاست ها را پیش بینی کنند. تجربه «صف تا ستاد» یک مزیت مدیریتی و راهبردی است که نباید نادیده گرفته شود.
حکمرانی منابع انسانی، یک ضرورت جدی در نظام سلامت
امروزه سازمان های موفق از رویکرد «حکمرانی منابع انسانی» استفاده میکنند. در این رویکرد، کارکنان هزینه محسوب نمی شوند، بلکه مهمترین دارایی راهبردی سازمان هستند. هدف تنها کنترل نیروی انسانی نیست، بلکه توسعه ظرفیت ها، حفظ نیروهای توانمند، انتقال تجربه، جانشین پروری و ایجاد انگیزه است. کارسنجی زمانی ارزشمند خواهد بود که در چارچوب این نگاه قرار گیرد و به ابزاری برای شناخت بهتر ظرفیت های انسانی و ارتقای بهره وری سازمان تبدیل شود.
کارسنجی، اعتماد سازمانی و کرامت حرفه ای کارکنان
موفقیت هر نظام کارسنجی تنها به دقت شاخص ها و کیفیت داده ها وابسته نیست، بلکه به میزان اعتماد کارکنان به اهداف و پیامدهای آن نیز بستگی دارد. کارکنان باید اطمینان داشته باشند که کارسنجی با هدف ارتقای بهره وری، توزیع عادلانه وظایف و بهبود عملکرد سازمان انجام میشود و نه ایجاد نگرانی درباره جایگاه شغلی آنان.
در نظام سلامت، سرمایه انسانی صرفا مجموعه ای از اعداد و جداول نیست. هر کارمند، کارشناس و مدیر، بخشی از حافظه اجرایی و ظرفیت حرفه ای سازمان را تشکیل میدهد. به همین دلیل، حفظ کرامت حرفه ای، رعایت عدالت سازمانی و توجه به امنیت شغلی کارکنان باید همواره در کنار اجرای برنامه های کارسنجی مورد توجه قرار گیرد.
تجربه نشان داده است کارکنانی که از احترام حرفه ای، ثبات نسبی شغلی و احساس عدالت سازمانی برخوردارند، انگیزه بیشتری برای ارائه خدمات باکیفیت، نوآوری و مشارکت در بهبود فرآیندها دارند. بنابراین کارسنجی زمانی میتواند به نتایج مطلوب منجر شود که همراه با اعتماد سازی، شفافیت و مشارکت کارکنان در فرآیندهای ارزیابی باشد.
کارسنجی زمانی اثربخش است که با عدالت سازمانی همراه باشد
کارسنجی در ذات خود ابزاری برای ارتقای بهره وری و تصمیم گیری مبتنی بر شواهد است. اما تحقق این هدف نیازمند آن است که سایر سیاست های منابع انسانی نیز بر پایه شایسته سالاری، نیاز واقعی سازمان و عدالت اداری استوار باشند.
اگر سازمانی از کارکنان بخواهد فعالیت ها و عملکرد خود را با دقت ثبت و گزارش کنند، اما در حوزه جذب، به کارگیری، انتصاب یا جا به جایی نیروها معیارهای دیگری بر تصمیمات حاکم باشد، طبیعی است که بخشی از اعتماد سازمانی تضعیف شود. کارسنجی زمانی میتواند نقش واقعی خود را ایفا کند که تمامی اجزای نظام مدیریت منابع انسانی در یک مسیر واحد و با هدف افزایش کارآمدی، عدالت و بهره وری حرکت کنند.
در واقع، فلسفه کارسنجی شناسایی ظرفیت های واقعی سازمان، توزیع متناسب مسئولیت ها، اصلاح فرآیندها و استفاده بهینه از منابع انسانی است. هرچه تصمیمات مرتبط با نیروی انسانی بیشتر بر شواهد، نیازسنجی واقعی و شایستگی های حرفه ای استوار باشد، نتایج کارسنجی نیز اعتبار و اثربخشی بیشتری خواهد داشت.
پیشنهادهای سیاستی
- طراحی نظام کارسنجی ترکیبی مبتنی بر شاخص های کمی و کیفی.
- ارزش گذاری تجربه اجرایی و سوابق فعالیت در سطوح عملیاتی.
- ایجاد بانک دانش سازمانی و مستند سازی تجربیات نیروهای باتجربه .
- استقرار نظام انتقال تجربه پیش از جا به جایی یا بازنشستگی نیروهای کلیدی و مجرب.
- تدوین شاخص های اختصاصی برای واحدهای سیاستگذاری، آموزشی، پژوهشی و نظارتی.
- مشارکت کارکنان در طراحی شاخص های ارزیابی.
- توجه به پیامدها و نتایج واقعی تصمیمات مدیریتی.
- تقویت نظام شایستگی محور در انتصابها و ارتقای کارکنان.
- استفاده از نتایج کارسنجی برای اصلاح فرآیندها و بهبود بهره وری سازمانی.
- توجه همزمان به بهره وری سازمانی، امنیت شغلی و کرامت حرفهای کارکنان در اجرای برنامه های کارسنجی.
- تقویت شایسته سالاری و تصمیم گیری مبتنی بر نیاز واقعی سازمان در جذب، به کارگیری و انتصاب نیروی انسانی.
کارسنجی یکی از ضروری ترین ابزارهای مدیریت در نظام سلامت است، اما اثربخشی آن زمانی تحقق مییابد که در کنار سنجش حجم فعالیت ها، به ارزش آفرینی، کیفیت عملکرد، پیچیدگی مأموریت ها، تجربه اجرایی، دانش سازمانی، کرامت حرفه ای و عدالت سازمانی نیز توجه شود.
وزارت بهداشت برای دستیابی به حکمرانی مطلوب منابع انسانی نیازمند بهره گیری همزمان از نیروهای جوان، خلاق و پرانرژی که مسیرهای قانونی جذب را طی کرده و نیروهای باتجربه و آشنا با واقعیت های اجرایی است. تجربه جهانی نشان میدهد سازمان هایی موفق تر هستند که سرمایه انسانی را مهمترین دارایی راهبردی خود بدانند. کارسنجی نیز زمانی موفق خواهد بود که ابزاری برای شناخت بهتر این سرمایه ارزشمند، افزایش بهره وری، تقویت اعتماد سازمانی و استقرار عدالت در مدیریت منابع انسانی باشد، نه وسیله ای برای تقلیل ارزش انسان ها به چند عدد و جدول.
کلید واژه ها: کارسنجی، دکتر ابراهیم نوری گوشکی، حکمرانی منابع انسانی، دانش سازمانی، صف تا ستاد، بهره وری، امنیت شغلی، کرامت حرفه ای، شایسته سالاری، وزارت بهداشت.
نظر شما